کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اربیان | کلماتور
معانی کلمه : اربیان
تلفظ بین المللی :
/ˈaːrbiˌɑn/
تلفظ :
['a:Rbi,An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ستاره آبیان
سرخس آبیان
عدسک آبیان
دایرهالمعارف اریانا
دم اسبیان
اسبیان
ستاره ابیان
سرخس ابیان
عدسک ابیان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اربیان .
[ اُ ] (اِ) بواسیر بینی .
اربیان. [ اِ ] ( ع اِ ) حیوانیست بحری. ( مفاتیح ). نوعی ماهی است که بهندی جهینکا خوانند. ملخ دریائی. ( بحر الجواهر ). ملخ آبی و آنرا بهندی جهینکه خوانند. ( منتهی الارب ). آنرا میک نیز خوانند و به تازی جرادالبحر وبهندی جهنکه گویند. ( جهانگیری ). عرب جرادالبحر و شیرازیان میگو بفتح میم خوانند و نمک سود خشک آنرا خورند و با بر...
فرهنگ معین
( اَ یا اُ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - میگو. ۲ - بابونة سگ .
فرهنگ فارسی
ملخ دریایی، میگو، درعربی اربیان نوعی ازخرچنگ دریایی رامیگویند، میگ
( اسم ) ۱ - میگو ۲ - بابونهئ سگ
کلمات مرتبط
ستاره آبیان
سرخس آبیان
عدسک آبیان
دایرهالمعارف اریانا
دم اسبیان
اسبیان
ستاره ابیان
سرخس ابیان
عدسک ابیان
نظرات