( آرامگاه ) آرامگاه. ( اِ مرکب ) وَطن. ( محمودبن عمر ربنجنی ). موطن. مسکن. جای. جایگاه : مگر کو بماند به نزدیک شاه کند کشور و بومت آرامگاه.فردوسی.که ما را دل از بوم و آرامگاه چگونه بود شاد بی روی شاه ؟فردوسی.بسازم بر این بوم آرامگاه بمهر و وفای تو ای نیکخواه.فردوسی.همه کوهشان بود آرامگاه چنین بود آئین هوشنگ شاه.فردوسی.ترا گنگ دژ باشد آرامگاه نبیند مرا نیز شهر و سپاه.فردوسی.پسران موردبن سام واﷲ اعل...
فرهنگ عمید
( آرامگاه ) ۱. جای آرمیدن، محل آسایش. ۲. [مجاز] گور، مزار، مقبره. ۳. جای اسکان، محل استقرار. ۱. جای آرمیدن، محل آسایش. ۲. [مجاز] گور، مزار، مقبره. ۳. جای اسکان، محل استقرار.
فرهنگ معین
( آرامگاه ) (اِمر. ) ۱ - جای آرمیدن . ۲ - مجازاً به معنی گور، قبر.
فرهنگ فارسی
( آرامگاه ) ( اسم ) ۱ - جای آسایش محل آرام . ۲ - خانه مسکن منزل . ۳- وطن موطن . ۴ - آبادی آبادانی . موطن مسکنآرامگه: جای آرمیدن، محل آسایش، مجازا به معنی گور، مزار، مقبره
دانشنامه عمومی
آرامگاه. آرامگاه، مقبره یا بقعه ساختمانی است که به عنوان بنای یادبود برای فرد با افرادی ساخته شده است که گور آنان درون این ساختمان قرار دارد.آرامگاه فردوسی آرامگاه رضاشاه در کنار آرامگاه عبدالعظیم آرامگاه کورشآرامگاه فردوسیآرامگاه رضاشاه در کنار آرامگاه عبدالعظیمآرامگاه کورشwiki: ژانر ترسناک به کارگردانی فرد اولان ری است که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد.۱۹۸۶ (۱۹۸۶)از بازیگران آن م...
مترادف و متضاد
tomb(اسم)
خاک، مقبره، مزار، ارامگاه، قبر، گور
cemetery(اسم)
گورستان، قبرستان، ارامگاه
فرهنگستان زبان و ادب
آرامگاه {tomb} [باستان شناسی] هر سازۀ مختص تدفین انفرادی یا جمعی مردگان