( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) اقرار کردن ، گردن نهادن . ۲ - (مص ل . ) فروتنی کردن ، فرمانبرداری .
فرهنگ فارسی
اقرارکردن، گردن نهادن ، اقرارواعتراف ، فرمانبرداری وفروتنی ( مصدر ) اقرار اعتراف اقرار کردن خستو شدن قبول کردن پذیرفتن شناختن گردن نهادن رام شدن فروتنی نمودن .
دانشنامه عمومی
اقرارکردن.نهان کردن
مترادف و متضاد
اعتراف، اقرار، تایید، تصدیق، گواهی، معترف
self-confession(اسم)
اذعان
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اذعان در منطق به معنای اعتقاد به ثبوت محمول برای موضوع یا عدم ثبوت آن برای موضوع است.اذعان به معنای قبول وقوع یا عدم وقوع نسبت محمول به موضوع، یا اعتقاد به ثبوت محمول برای موضوع یا عدم ثبوت آن برای موضوع، مانند اذعان به اینکه «عالم حادث است» یا «زمین مسطّح نیست». «علم اگر اذعان یعنی اعتقاد به نسبت ثبوتی یا سلبی (بین موضوع و محمول ) باشد تصدیق است، و الا تصور است».
یزدی، ملاعبدالله، ال...