ادوات. [ اَدَ ] ( ع اِ ) ج ِ اَداة. آلت ها. آلات حصول چیزی. ( غیاث اللغات ). اسباب. دست افزارها : چنانکه ظهورآن بی ادوات آتش زدن ممکن نگردد، اثر این تجربت و ممارست هم ظاهر نشود. ( کلیله و دمنه چ 1332 ص 299 ).- ادوات عمران ؛ وسایل آبادی و تمدن.- علم ادوات الخط ؛ شرح آن در علم الخط بیاید. ( کشف الظنون ).|| شئون. امور : بلعمی... و بوطیب مصعبی... هردو یگانه روزگار بودند در همه ادوات فضل. ( تاریخ بیهقی...
افزارها، آلت ها، جمع اداه ( اسم ) ۱ - جمع : ادات آلتها آلتهای حصول چیزی اسباب دست افزارها. ۲ - شائ ن ها امرها امور . یا ادوات استفهام .
دانشنامه عمومی
ادوات (گروهان). گروهان ادوات از جمله ۴ یا ۵ گروهان موجود در داخل یک گردان نیروی زمینی می باشد که کارکنان پایور و وظیفه این گروهان عموما در دسته های خمپاره انداز ۱۲۰ میلیمتری، راکت انداز ۱۰۷ میلیمتری، موشک انداز تاو، دسته کونکورس و مخابرات سازماندهی می شوند. در تیپ ۵۵ هوابرد گروهان ارکان و ادوات ادغام گشته اند.wiki: ادوات (گروهان)...
مترادف و متضاد
آلات، ابزار، ادات، افزار، وسایل
gear(اسم)
لوازم، اسباب، جامه، پوشش، دنده، چرخ دنده، افزار، ادوات، الات، مجموع چرخهای دندهدار، چرخ دنده دار