ادمان . [ اُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ آدم . مردم گندم گون . گندم گونان . || آهوی سفید. (مهذب الاسماء).
ادمان . [ اَ ] (ع اِ) نوعی درخت که در گرما می روید. || آفتی است که به خرمابن عارض شود. (منتهی الارب ).
ادمان . [ اَ دَ ] (ع اِ) نام درختی است . || پوسیدگی و سیاهی تنه ٔ خرمابن .پوسیدگی و سیاهی که به خرمابن رسد. (منتهی الا...
فرهنگ عمید
۱. مداومت کردن در انجام کاری. ۲. پیوسته شراب خوردن، شراب خوری مداوم.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) پیوسته و دایم کاری را کردن .
فرهنگ فارسی
مداومت کردن، ادامه دادن بامری، کاری راهمیشه کردن، پیوسته وهمواره کاری کردن ( مصدر ) پیوسته و همواره و دایم کاری را کردن . یا ادمان خمر. پیوسته شراب نوشیدن مداومت در شراب خوارگی دایم الخمر بودن . نوعی درخت که در گرما می روید
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] مداومت بر انجام کاری را اِدمان (به کسر همزه) گویند. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۳۵۴. ...