Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ادب

تلفظ بین المللی : /ˈadab/ تلفظ :‌ ['adab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • آدب
  • ادب نگاهداشتن
  • ادب و مهربانی
  • ادب و نزاکت
  • ادب و هنر
  • ادب دیدن
  • ادب ساز
  • ادب کردن
  • ادب آموز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

ادب .[ اَ دَب ب ] (ع ص ) مرد بسیارموی . || مردی که موی اولین و کوچک بر تن وی برآمده باشد. (منتهی الارب ). || شتر بسیارموی . مؤنث : دَبّاء.

ادب . [ اَ دَب ب ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از دب ّ و دبیب . نرم رونده تر.- امثال : ادب ّ من ضَیْوَن ؛ الضیون السنّور الذکر و کان القیاس ان یقال ضین و هذا من التصحیح الشاذ و تصغیره ضیین و بعضهم یقول ضییون . قال الشاعر: ا...

فرهنگ عمید

۱. رفتار پسندیده مطابق با هنجارهای جامعه؛ خوی خوش.۲. روش مناسب هر کار.۳. (اسم مصدر) تنبیه؛ مجازات.۴. فرهنگ؛ فضل و معرفت.۵. = ادبیات۶. (اسم مصدر) تربیت کردن.۷. [قدیمی] علمی که با تسلط بر آن شخص می‌تواند سخن درست و نادرست و خوب و بد را تشخیص دهد. قدما آن را شامل علوم صرف، نحو، لغت، اشتقاق، معانی، بیان، بدیع، عروض، و قافیه و بهره یافتن از هر علمی به‌قدر حاجت دانسته‌اند.⟨ ادب کردن: (مصدر متعدی)۱. [عام...

فرهنگ معین

(اَ دَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - فرهنگ ، دانش . ۲ - هنر. ۳ - معاشرت ، روش پسندیده . ۴ - شرم ، حرمت .

دانشنامه آزاد فارسی

واژه ای با معانی مختلف ازجمله فرهنگ، دانش، هنر حسن معاشرت و اخلاق حسنه و غیره. این واژه در صدر اسلام در زبان عربی پدیدار شد. برخی ریشۀ آن را عربی، عده ای یونانی، پهلوی، سُریانی دانسته اند و وجوه اشتقاقی نیز برای آن ذکر کرده اند. معنای اصطلاحی آن در دوره های مختلف متفاوت بوده است. ادب به معنای سنّت ها و آیین ها، رعایت رسم و قاعده و ظرافت زیبایی و اندازه در رفتار و گفتار و کردار دانسته شده است و از ...

فرهنگ فارسی

( آدب ) بمیهمانی خواننده میزبان( اسم ) ۱ - فرهنگ دانش . ۲ - هنر . ۳ - حسن معاشرت حسن محضر . ۴ - آزرم حرمت پاس ۵ - تائ دیب تنبیه . ۶ - دانشی است که قدما آنرا شامل علوم ذیل دانسته اند : لغت صرف نحو معانی بیان بدیع عروض قافیه قوانین خط قوانین قرائت . بعضی اشتقاق قزض الشعر انشائ و تاریخ را هم افزودهاند .امروزه دانش مذکور را ادبیات گویند . جمع : ادب ( آداب ) است . ادب اکتسابی آنچه بدس و حفظ و نظر کسب گ...

دانشنامه عمومی

پرهیخت، فرهیخت

ادب به اخلاق و رفتار پسندیده و مطابق با هنجار اطلاق می شود. ادب همچنین به مجموعه دانستنی هایی اطلاق می شود که انسان را از خطا و لغزش بازمی دارند.ادب جمعی از علومی است که با استفاده از عقل و تفکر انسان را در برخوردها مصون از ناهنجاری ها نگاه می دارد و موجب عزت او می شود.آداببی ادبیادب درس اکتسابی است و ادب نفس ذاتی.wiki: ادب ادب (ابهام زدایی). ادب اغلب به معنی رفتار پسندیده اس...

نقل قول

این نوشتار دربارهٔ ادبِ اجتماعی-اخلاقی است نه ادبیات• «از خدا جوییم توفیق ادب/بی ادب محروم گشت از لطف رب//بی ادب تنها نه خود را داشت بد/بلک آتش در همه آفاق زد.» -> مولوی• «مردمان سخن بسیار گفته اند در ادب، و نزدیک من ادب شناختن نفس است.» -> بایزید بسطامیwikiquote: ادب...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: adab) دانش ، فضل ، معرفت ، هنر ، حسن معاشرت ، آزرم ، حرمت ، پاس .

اسم: ادب (پسر) (عربی) (تلفظ: adab) (فارسی: اَدب) (انگلیسی: adab)
معنی: دانش، فضل، معرفت، هنر، حسن معاشرت، آزرم، حرمت، پاس

مترادف و متضاد

تادیب، تنبیه

ادبیات، فرهنگ

آیین، رسم، روش، نهاد

پاس، رعایت، متانت، نزاکت

۱. تادیب، تنبیه،
۲. ادبیات، فرهنگ
۳. پاس، رعایت، متانت، نزاکت
۴. آیین، رسم، روش، نهاد

manner (اسم)راه، رفتار، طرز عمل، عنوان، قسم، سیاق، فن، نوع، سبک، چگونگی، تربیت، ادب، روش، رسوم، طرز، طریقه، طریق، سان، طور، مسلک، سلیقهpoliteness (اسم)خوشخویی، نزاکت، ادب، خوش معاشرتیcomplaisan...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ادب (به فتح همزه و باء) به معنای شگفت ، عجب، دانش، معرفت و روش پسندیده است.ادب در لغت نامه های عربی، تمرین دادن نفس و حسن اخلاق شمرده شده است و ابن منظور، ادب را راهنمای مردم به سوی کار پسندیده، و بازدارنده آن ها از کار زشت می داند. ادب دراصطلاحالف) باید دانست که به لحاظ اصطلاحی ادب در طی قرون به دو معنای عمده ادبیات (علوم ادبی) و ادب دینی (اخلاقیات) به کار رفته است ولی مقصود از آن در ا...

فرهنگ فارسی ساره

فرهنگ


کلمات مرتبط

  • آدب
  • ادب نگاهداشتن
  • ادب و مهربانی
  • ادب و نزاکت
  • ادب و هنر
  • ادب دیدن
  • ادب ساز
  • ادب کردن
  • ادب آموز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات