اخی . [ اُ خ َی ی ] (ع اِ مصغر) تصغیر اخ . || (اِخ ) موضعی است ببصره و در آن جویها و قریه هاست . || یوم اُخی ّ؛ از ایام عرب است و در آن ابوبشر العذری بنی مرة را بغارتید. (معجم البلدان ).
اخی. [ اَ ] ( ع اسم + ضمیر ) برادر من. || ( اِ مرکب ) نامی که فتیان هم طریقتان خود را بدان مخاطب می داشتند : اطلس چی دعوی چی رهن چی ترک شد سرمست در لاغ ای اخی.مولوی.چشم چو...
فرهنگ عمید
عنوانی برای هریک از اعضای فرقه های عیاران و جوانمردان.
دانشنامه آزاد فارسی
اَخیعنوان رؤسای جمعیت های جوانمردان متشکل از طبقات اصناف و پیشه وران که در قرون ۷ ـ ۸ق در آناتولی (آسیای صغیر) تشکیل شد و آرمان های آیین فتوت را برگزید. سازمان و تشکیلات آن ها که ماهیت مذهبی ـ اجتماعی داشت، اخی گری (اخی لیق) نامیده شد. ابن بطوطه که مشاهدات و اطلاعات معتبری در سفرنامۀ خود دربارۀ اخی ها داده است، اخی را واژۀ عربی به معنای «برادرم» می داند، امّا برخی آن را واژۀ ترکی به معنای جوانمرد ...
فرهنگ فارسی
برادرمن، درقدیم جوانمردان هم مسلکان وهمکاران خودرابه این نام می خواندند ۱ - برادر من . ۲ - نامی است که فتیان ( جوانمردان ) هم طریقتان و هم مسلکان خود را بدان مخاطب میداشتند و میخواندند . ناامید تر