اخلاف . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ خَلَف . جانشینان . بازماندگان . پس ماندگان . اعقاب . بازپسینان . پس روان . از پس چیزی آیندگان . ج ِ خَلَف بفتحتین باشد، بمعنی فرزند صالح که بعد موت پدر خود بصلاحیت مانده باشد. و جمع خَلْف بفتح خاء و سکون لام ، بمعنی فرزند غیرصالح خُلوف می آید بضمتین و گاهی اخلاف نیز می آید. (غیاث اللغات از منتخب و شمسی و شروح نصاب ) : ملوک آل سامان و اولاد و اخلاف ایشانرا بدست آورد. (...
فرهنگ عمید
خَلَف#NAME?
۱. وعدۀ دروغ دادن؛ خلاف کردن در وعده. ۲. جایگزین کردن.
= خَلَف ۱. وعدۀ دروغ دادن، خلاف کردن در وعده. ۲. جایگزین کردن.
اخلاف جمع مکسر خلف، و به معنی پیشینیان است؛ بر وزن اسلاف.
مترادف و متضاد
احفاد، اعقاب، اولاد، بازماندگان، جانشینان ≠ اسلاف
progeny(اسم)
دودمان، فرزند، سلاله، اخلاف
posterity(اسم)
اعقاب، اولاد، زادگان، ایندگان، اخلاف
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اخلاف وفا نکردن به وعده و عهد را گویند و در باب تجارت و شهادات به مناسبت از آن سخن رفته است.خلف وعده دروغ نیست تا از آن جهت حرام باشد. آیات و روایات بسیاری در مذمّت خلف وعده وارد شده است که به نظر بسیاری از فقها، در وجوب وفای به وعده و حرمت تخلّف از آن ظهور دارد ، لیکن بنا به نظر مشهور، حرام نیست - گرچه کراهت شدید دارد - مگر این که هنگام وعده دادن قصد وفای به آن را نداشته باشد که در این...