اخلاط. [ اِ ] (ع مص ) اخلاط فرس ؛ کوتاهی کردن اسب در رفتار. || اخلاطِ فحل ؛ آمیزش کردن او با ماده . || اخلاط جمّال فحل را؛ به آمیزش داشتن شتربان شتر نر را. || جهد کردن . (آنندراج ). || سوگند خوردن . || تر گردانیدن . (آنندراج ). به سه معنی اخیر، مصحف اِحلاط است .
= خِلط
〈 اخلاط اربعه (چهارگانه): (طب قدیم) چهار خلطِ خون، صفرا، سودا، و بلغم.
〈 اخلاط ردیه: (طب قدیم) رطوبتهای فاسد و گندیدۀ بدن.
〈 اخلاط قوم: [قدیمی]
۱. کسانی که از قوم نباشند و در آن داخل شده باشند.
۲. گروه آمیخته از هرگونه مردم.