اخری . [ اُ را ] (ع ص ، اِ) تأنیث آخَر. نقیض اولی . دگر. دیگر. پسین . دومین . ج ، اُخریات ، اُخَر. || آن جهان . آن سرای . عقبی . آخرت (مقابل دنیا).- اخری القوم ؛ کسی که در آخر قوم باشد....
فرهنگ عمید
۱. دیگر، غیر. ۲. (اسم ) آخرت.
فرهنگ معین
(اُ را ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - دیگر، پسین . ۲ - آخرت ، جهان دیگر.
فرهنگ فارسی
( آخری ) ( صفت ) آخرین واپسین. در محاوره عامه بجای آخرین بمعنی پسینمونث آخر بمعنی دیگر، دگر، غیر، مونث آخر به معنی ضد اول ( صفت ) ۱ - دیگر دگر پسین دومین مقابل اولی ٠ جمع : اخریات اخر ۲ ٠ - آن جهان آن سرای جهان دیگر آخرت عقبی مقابل دنیا ٠ یا بعبارت اخری ٠ بعبارت دیگر بدیگر سخن ٠ دهستان بین جرجان و بلاد حرسان