اختیار. [ اِ ] ( ع مص ) گزیدن. برگزیدن. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). استراء. گزین کردن. خَیره. ( منتهی الارب ). انتخاب : الحمدُ للّه الذی اختار محمداً صلی اﷲعلیه و آله و سلم من خیر اُسرةِ. ( تاریخ بیهقی ). و در شغل عرض اختیار سلطان بر تو افتاده است. ( تاریخ بیهقی ). به اختیار این دوست بونصر مشکان را جایگاه آن سر داشته است. ( تاریخ بیهقی ). اختیار بنده بر آن بودکه بر درگاه عالی خدمتی میکند. ( تاریخ ب...
فرهنگ عمید
۱. (فلسفه ) [مقابلِ جبر] آزادی انسان در انجام دادن کاری یا ترک آن: اینکه گویی این کنم یا آن کنم / این دلیل اختیار است ای صنم (مولوی: ۷۹۶ )، غیر حق را گر نباشد اختیار / خشم چون می آیدت بر جرم دار؟ (مولوی: ۷۹۷ ).۲. (تصوف ) ترجیح دادن ارادۀ حق بر ارادۀ خود به وسیلۀ سالک.۳. [قدیمی] انتخاب کردن، برگزیدن.۴. (نجوم ) [قدیمی] انتخاب زمان مناسب برای انجام کاری با استفاده از منازل قمر.* اختیار دادن: آزادی دا...
فرهنگ معین
(اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) گزیدن ، انتخاب کردن . ۲ - (اِمص . ) آزادی عمل .
فرهنگ فارسی
برگزیدن، گزین کردن، پسندیدن، درکاری یاامری آزادی وتسلط داشتن، حالتی که موجب رجحان اعمال نیک برافعال زشت شود۱ - ( مصدر ) گزیدن بر گزیدن گزین کردن انتخاب کردن . ۲ - ( صفت ) مختار برگزیده : ( مونس خاص شهریار منم وز کنیزانش اختیار منم ) ( نظامی ) ۳ - ( اسم ) آزادی عمل قدرت برانجام دادن کار به اراد. خویش مقابل اجبار اضطرار. ۴ - غلبه قدرت تصرف . ۵ - حالتی است در موجود حی عالم که منشائ انجام دادن فعل و ت...
دانشنامه عمومی
اختیار یا ارادهٔ آزاد (یا به اشتباه آزادی اراده) (به انگلیسی: Free will) در انسان ها، قدرت یا ظرفیت انتخاب بین گزینه ها یا عمل در موقعیت های خاص، مستقل از قیدهای طبیعی، اجتماعی یا الهی است.خواستنتوانستنوقتی می گویم «من برای چیدن آجرها بر روی میز دارای اراده هستم» منظورم این است که من قادرم در وضعیتی بهوش و حواس جمع آجرها را بردارم و روی هم بگذارم. وقتی فردی در وضعیت مستی یا خواب آلودگی شدید قرار د...
adoption (اسم)قبول، اقتباس، اتخاذ، اختیار، قبول به فرزندی، فرزند خواندگیauthority (اسم)توانایی، اختیار، اعتبار، قدرت، اجازه، نفوذ، تسلط، متخصص، تصدی، اولیاء امور، نویسندهء مع...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اختیار در چند معنا به کار رفته است:۱. مقابل جبر، ۲. در برابر اکراه، ۳. مقابل ضرورت و اضطرار، ۴. برگزیدن یکی یا بیشتر، از چند چیز. از اختیار به معنای چهارم در باب نکاح سخن رفته است.در کلمات فقها اختیار، گاه مقابل جبر (انجام گرفتن فعلی بدون اراده) به کار رفته که مراد از آن انجام دادن کاری از روی اراده و قصد است، هرچند آن را به اکراه انجام داده باشد.اختیار در مقابل اکراهگاه مقابل اکراه (نا...