کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اختلاع | کلماتور
معانی کلمه : اختلاع
تلفظ بین المللی :
/ˌextelˈɑʔ/
تلفظ :
[,extel'A?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
روش اختلاف منظر نورسنجشی
گواهی نامۀ ثبت اختراع
مابه الاختلاف
پروانه ثبت اختراع
امادگی برای اختراع
اختراع و ابداع کردن
اختراع کردن
اختراع کننده
اختراعی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
اختلاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) گرفتن مال کسی را. || طلاق گرفتن زن برمال. ( منتهی الارب ). واخریدن زن ، خود را بمهر و جز آن. ( آنندراج ). خویشتن بازخریدن زن. ( تاج المصادر بیهقی ). خویشتن را واخریدن زن. ( زوزنی ). سر خریدن زن.
فرهنگ عمید
۱. (فقه) = طلاق 〈 طلاق خُلع
۲. [قدیمی] برکندن.
۳. [قدیمی] گرفتن مال کسی.
۱. (فقه ) = طلاق * طلاق خُلع
۲. [قدیمی] برکندن.
۳. [قدیمی] گرفتن مال کسی.
کلمات مرتبط
روش اختلاف منظر نورسنجشی
گواهی نامۀ ثبت اختراع
مابه الاختلاف
پروانه ثبت اختراع
امادگی برای اختراع
اختراع و ابداع کردن
اختراع کردن
اختراع کننده
اختراعی
نظرات