اختلاج . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) کشیدن . (تاج المصادر بیهقی ). کشیدن چیزی را و بیرون کردن . || پریدن رگها و چشم یا قسمتی دیگر از بدن . جستن . بجستن . تشنج . ارتعاش .- اختلاج الاعضاء ؛ برجستن اندام . جستن اندامها. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) (تاج المصادر بیهقی ). جنبیدن و پریدن اندامی بی اراده ، چنانکه پریدن چشم و جز آن . ارتعاش گونه ای از اعضاء. حرکت عضلانی بی اراده که گاه پوست چسبیده ٔ خود را نیز بجنبش آرد ...
فرهنگ عمید
۱. تکان خوردن و لرزیدن. ۲. (پزشکی ) [قدیمی] جهیدن و تکان خوردن غیرارادی عضوی از بدن، مثل پریدن پلک چشم یا جهیدن رگ، تیک. ۳. [قدیمی] گذشتن چیزی از دل همراه با شک و تردید.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - پریدن ، جستن اعضای بدن مانند: چشم . ۲ - انقباض و گرفتن شدید عضلات .
[ویکی فقه] اختلاج: به معنای پرش و لرزش رگ ها، چشم یا سایر اعضا می باشد.از عنوان اختلاف، در باب صید و ذباحه، ارث و دیات به مناسبت سخن رفته است.احکام اختلاج۱)از شرایط صحّت ذبح ، حرکت بدن حیوان پس از ذبح است و اختلاج کفایت نمی کند. ۲)اختلاج، نشان زنده بودن جنین در رحم و بچّه ی متولد شده نیست. از این رو، احکام مترتّب بر زنده بودن مانند ارث و دیه، با اختلاج ثابت نمی شود. wikifeqh: اختلاج...