کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اختضار | کلماتور
معنی کلمه : اختضار
تلفظ بین المللی :
/ˌextezˈɑr/
تلفظ :
[,extez'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دگرفامینۀ اختیاری
سفر اختیاری
سقط اختیاری
صاحب اختیار
باغ صاحب اختیار
گرمازایی اختیاری
لایۀ اختیاری
گونۀ اختیاری
مسلوب الاختیار
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اختضار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بریده گردیدن. || اختضار حمل ؛ برداشتن آن. || اختضار جاریه ؛ زائل کردن دوشیزگی او. || اختضار کلأ؛بریدن گیاه سبز را. نبات بسبزی فرا درودن. ( تاج المصادر ). نبات بسبزی فادرودن. ( زوزنی ). تربر کردن. || تازه و تر گرفته شدن. || بجوانی مرگ دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). به نوجوانی مردن. در تاج العروس آمده : اختضر الکلأُ بالضم ؛ اخذو رعی طریاً و غضاً قبل تناهی طوله و...
کلمات مرتبط
دگرفامینۀ اختیاری
سفر اختیاری
سقط اختیاری
صاحب اختیار
باغ صاحب اختیار
گرمازایی اختیاری
لایۀ اختیاری
گونۀ اختیاری
مسلوب الاختیار
نظرات