اختراع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شکافتن. خَرق. خرع. بریدن.( تاج المصادر بیهقی ). || وابریدن کسی را از قومی یا از چیزی. || آفریدن. ( مؤید الفضلاء ). نو بیرون آوردن. ( منتهی الارب ). نو کاری کردن.( زوزنی ). || از خود انشاء کردن. چیزی نو انگیختن. ( مؤید الفضلاء ). ایجاد کردن. پیدا کردن. پیدا کردن چیزی بماده و مدت ، مقابل ابداع که پیدا کردن چیز است بی ماده و مدت : در وصف این حال قصائد غرّا و معانی عذرا ا...
فرهنگ عمید
۱. وسیله یا چیزی تازه و بی نظیر و بدون نمونۀ قبلی که قبلاً شخصی نظیر آن را نساخته باشد. ۲. (اسم مصدر ) ساختن چیزی یا پدید آوردن روشی که پیش تر مانند آن دیده نشده باشد. ۳. (اسم مصدر ) [قدیمی] خلق کردن، آفریدن. ۴. (اسم مصدر ) [قدیمی] پدید آوردن چیز نو.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) آفریدن ، ایجاد کردن .
فرهنگ فارسی
پاسخی فنی و تازه به یک نیاز که نمود آن یک محصول یا یک فرایند یا روشی نوین باشد
۱ - ( مصدر ) آفریدن نو آوردن کردن چیزی نو انگیختن ایجاد کردن : ( احتیاج مادر اختراع است ) ۲ - ایجاد غیر مسبوق بمدت است بعبارت دیگر هر موجودی را که وجودش با نمونه نباشد و قبل از آن مانندی نداشته باشد مخترع میگویند .
دانشنامه عمومی
اختراع نتیجه فکر فرد یا افراد است که برای اولین بار فرایند یا فرآورده ای خاص را ارائه می کند و مشکلی را در یک حرفه، فن، فناوری، صنعت و مانند آن ها را حل می نماید.کشفیات با توجه به قانون ۸۶ به عنوان اختراع قابل ثبت نیستند. به نظر می رسد علت آن این است که قانونگذار خواسته که انسان ها مالک چیزی شوند که خود ایجاد کرده اند و نه چیزهایی را مالک شوند که در طبیعت از قبل موجود بوده است.نظریه های علمی و روش...