۱. همدم؛ مٲنوس.
۲. [قدیمی] قرین؛ مانند.
〈 اخت شدن (آمدن): (مصدر لازم) مٲنوس شدن.
۱بی شعور ۲عقب مانده ی ذهنی
خواهر
هماهنگ
شبیه، قرین، مانند، مثل
آشنا، آمخته، مالوف، مانوس، معتاد
۱. آشنا، آمخته، مالوف، مانوس، معتاد
۲. خواهر
۳. شبیه، قرین، مانند، مثل
۴. هماهنگ