احلال. [ اِ ] ( ع مص ) احلال بمکانی ؛ فرود آوردن در جائی. ( منتهی الارب ) ( زوزنی ). || احلال از احرام ؛ بیرون آمدن از احرام. مقابل احرام ( در حج ). ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). || حلال گردانیدن. ( منتهی الارب ).حلال کردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر ). || واجب کردن. || احلال شاة؛ بسیارشیر شدن گوسپند از خوردن گیاه بهاری بعد از آنکه شیرش کم یا خشک شده باشد. ( منتهی الارب ). شیر در پستان آمدن بی زه. ( تاج...
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) حلال کردن . ۲ - (مص ل . )فرود آمدن در جایی . ۳ - از حرام بیرون آمدن .
دانشنامه آزاد فارسی
اِحْلالدر لغت به معنای حلال ساختن و ضد اِحرام. در حج یا عمره، بیرون آمدن از اِحرام با حلق یا تقصیر (کوتاه کردن موی سر و ناخن ها). به طور کلی احلال یک چیز برای دیگری، یعنی آن چیز را برای او جایز و مباح کردن و بدین معنی مترادف با اباحه است. نیز ← حلالwikijoo: احلال...