کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه احضار-کردن | کلماتور
معانی کلمه : احضار کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈehzɑr kˈardan/
تلفظ :
['ehzAR k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
احضار قانونی کردن
عمل خطاب یا احضار کردن
احضار کرد
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
دارای ابزار کردن
ابدار کردن
اجبار کردن
آبدار کردن
احضار
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - فرا خواندن . ۲ - حاضر کردن بحضور آوردن . ۳ - امر بحاضر شدن دادن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
adduce (فعل)گفتن، استشهاد کردن، احضار کردنcall up (فعل)جمع کردن، احضار کردن، بخاطر آوردن، تذکر دادنsummon (فعل)احضار کردن، طلبیدن، فرا خواندن، فراخواستن، احضار قانونی کردنevoke (فعل)احضار کردن، بیرون کشیدن، بر گرداندن، فرا خواندنcall (فعل)احضار کردن، خواستن، ملقب کردن، صدا زدن، نامیدن، فرا خواندن، خواندنinvite (فعل)احضار کردن، خواستن، طلبیدن، دعوت کردن، مهمان کردن، خواندن، وعده گرفتن، وعده دادنinv...
فرهنگ فارسی ساره
فراخواندن، خواستن، خواندن، فرا خواستن
کلمات مرتبط
احضار قانونی کردن
عمل خطاب یا احضار کردن
احضار کرد
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
دارای ابزار کردن
ابدار کردن
اجبار کردن
آبدار کردن
احضار
نظرات