کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه احتراز | کلماتور
معانی کلمه : احتراز
تلفظ بین المللی :
/ˌehterˈɑz/
تلفظ :
[,ehteR'Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
احتراز کردن
ایین احتراز از جنگ
قاعده احترازیت قیود
قید احترازی
قید غیر احترازی
ذوی الاحترام
سامانۀ احتراق کم آلاینده
فشار احتراق
قابل احتراق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
احتراز. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) پرهیز کردن. پرهیزیدن. خویشتن را از چیزی نگاه داشتن. ( زوزنی ). تحرّز. اجتناب. تحفظ. دوری جستن. خویشتن رابگوشه داشتن. خویشتن داری. گریز. پرهیز : بحجت نگه کن که در دین و دنیاچگونه است از این ناکسان احترازش.ناصرخسرو.کنی ار احتراز وقتش نیست ور کنی اضطراب جایش هست.مسعودسعد.از رنجانیدن جانوران احتراز نمودم. ( کلیله و دمنه ). و تأکیدی رفت که از راههای شارع احتراز واجب بیند. (...
فرهنگ عمید
۱. دوری کردن از کسی یا چیزی، پرهیز کردن.
۲. [قدیمی] ملاحظه.
فرهنگ معین
( اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) پرهیز کردن ، دوری نمودن . ۲ - (اِمص . ) خویشتن داری ، پرهیز.
فرهنگ فارسی
پرهیز کردن
پرهیزکردن، خودراازچیزی نگاهداشتن، دوری جستن ازکسی یاچیزی ، خویشتن داری، پرهیز
۱ - ( مصدر ) پرهیز کردن پرهیزیدن خویشتن را از چیزی نگاه داشتن تحرز اجتناب تحفظ دوری جستن . ۲ - ( اسم ) خویشتن داری گریز پرهیز .
مترادف و متضاد
ابا، اجتناب، امساک، پرهیز، تحاشی، تحرز، تحفظ، حذر، حزم، خویشتنداری، دوری، کنارهجویی، گریز
avoidance
(اسم)
کناره گیری، اجتناب، احتراز، طفره، طفره روی
کلمات مرتبط
احتراز کردن
ایین احتراز از جنگ
قاعده احترازیت قیود
قید احترازی
قید غیر احترازی
ذوی الاحترام
سامانۀ احتراق کم آلاینده
فشار احتراق
قابل احتراق
نظرات