کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه احتراث | کلماتور
معانی کلمه : احتراث
تلفظ بین المللی :
/ˌehterˈɑs/
تلفظ :
[,ehteR'As]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذوی الاحترام
سامانۀ احتراق کم آلاینده
فشار احتراق
قابل احتراق
قابلیت احتراق
محفظۀ احتراق 1
محفظۀ احتراق 2
محفظۀ احتراق تاج پیستونی
محفظۀ احتراق دورتخت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
احتراث. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) کشت کردن. ( حبیش تفلیسی ) ( تاج المصادر ). حَرْث. کشاورزی کردن. کشاورزی. || کسب کردن. ( تاج المصادر ). ورزیدن.
فرهنگ فارسی
کشت کردن
کلمات مرتبط
ذوی الاحترام
سامانۀ احتراق کم آلاینده
فشار احتراق
قابل احتراق
قابلیت احتراق
محفظۀ احتراق 1
محفظۀ احتراق 2
محفظۀ احتراق تاج پیستونی
محفظۀ احتراق دورتخت
نظرات