احبار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ حِبر و حَبر. دانایان. ( غیاث ). دانشمندان : پدر او از اخیار عباد و احبار عُبّاد و اقطاب زهّاد بود. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || علمای یهود. || مدادها . || نشانها. || صورتها.- سوره احبار ؛ سوره مائده. ( غریبین ابوعبید هروی ).- کعب الاحبار ؛ و آن غلط است و صحیح آن کعب الحبر باشد واو یکی از علمای تابعین است که از یهود بود و مسلمانی گرفت. ( منتهی الارب ).احبار. [ اِ ] ( ع مص ) ...
اَحْبار(جمع حَبْر؛ در لغت به معنای دانشمند) لقب دین پژوه و روحانی یهودی (برابر با رَبّی) که چهار بار در قرآن آمده است (مائده، ۴۴، ۶۳؛ توبه، ۳۱ و ۳۴). بخش دوم نام کعب الأحبار، صحابی معروف که از یهودیت به اسلام گرویده بود، همین کلمه است. احباری که در قرآن از آنان صحبت شده است سه گروه اند: نخست، گروهی که به هدایت و نور الهی در تورات حکم می کنند (مائده، ۴۴)؛ دوم، گروهی که خداوند آنان را به سبب کارهای ...
فرهنگ فارسی
دانایان، دانشمندان، جمع حبر، علمائ و پیشوایان روحانی یهود نشان گذاشتن بسیار نبات گردیدن زمین
دانشنامه عمومی
احبار (یمن). احبار (در عربی: الأَحبَار )نام روستایی است در دهستان القُلیس از توابع استان استان صَنعاء در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن (۸۰ ) نفر (۹ خانوار) می باشد.wiki: احبار (یمن)...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] به عالمان یهود و کاهنان،اَحبار گویند.واژه شناسان «احبار» را جمع «حِبر» دانسته و درباره قرائت آن دیدگاههای متفاوتی بیان کرده اند؛ ابوهیثم و ابوعبید آن را به فتح حـاء ، ابن اثیر، فرّاء و جوهری به کسر آن، ولیث و ابن سکیت هر دو وجه را قرائت کرده اند و اصمعی در تعیین قرائت به فتح یا کسر، اظهار بی اطلاعی کرده است. احبار در لغتحِبر در لغت، به معنای «اثر نیکو» ، «زینت، جمال و بهاء» ، «مداد» ، «...