Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اجنبی

تلفظ بین المللی : /ˈaːdʒnabˌi/ تلفظ :‌ ['a:dZnab,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • اجنبی پرست
  • اجنبی پرستی
  • فرمان اخراج اجنبی ها
  • نظریه اخراج اجنبی
  • یک اجنبی
  • اجنبیپرست
  • اجنبیه
  • انبیاء سوره
  • انبیق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

اجنبی. [ اَ ن َ بی ی ] ( ع ص نسبی ) بیگانه. ( دستور ). غریب :
چون ز من مهتر آمد اجنبئی
خیره اکنون زنخ چه جنبانم.
مسعودسعد.
اشتر میان ما اجنبی است. ( کلیله و دمنه ). در این مقام این شتر اجنبی است. ( کلیله و دمنه ).
|| نافرمان. || ( اصطلاح فقه ) شخصی غیر متعاهدین. ج ، اجانب.

فرهنگ عمید

۱. بیگانه، غریب.
۲. اهل یک کشور دیگر.
۳. کشور بیگانه.
۴. نامحرم.
۵. [قدیمی] نامربوط، بی ارتباط.

فرهنگ معین

( اَ نَ ) (ص . ) ۱ - بیگانه ، غریب . ۲ - نا - فرمان .

فرهنگ فارسی

بیگانه، غریب
( صفت ) ۱ - بیگانه غریب خارجی . ۲ - نافرمان . ۳ - اجنبی کلمه ایست در جمل مرکبه که ظاهرا رابط. دستوری با فاعل ندارد . ۴ - شخصی غیر از دو طرف متعاهد . ۵ - آنکه پیرو دین نباشد اجنبی است چه کافر حربی و چه غیر حربی و چه مشرک . ۶ - آنکه تابعیت کشوری را ندارد نسبت بان کشور اجنبی است .

دانشنامه عمومی

اجنبی (فیلم ۲۰۰۱). اجنبی (به هندی: Ajnabee)فیلمی محصول سال ۲۰۰۰ و به کارگردانی عباس-مستعان است. در این فیلم بازیگرانی همچون بابی دیول، آکشی کومار، کارینا کاپور، بیپاشا باسو، جانی لور، دالیپ تاهیل، شارات ساکسنا ایفای نقش کرده اند.۲۱ سپتامبر ۲۰۰۱ (۲۰۰۱-09-۲۱)wiki: اجنبی (فیلم ۲۰۰۱)...

گویش مازنی

۱غریبه ۲بیگانه

/ajnebi/ غریبه - بیگانه

مترادف و متضاد

بیگانه

غریب، غریبه، غیر

بیگانه، خارجی ≠ آشنا، خودی

۱. بیگانه، خارجی
۲. غریب، غریبه، غیر ≠ آشنا، خودی

foreigner (اسم)بیگانه، خارجی، غریب، اجنبیstranger (اسم)بیگانه، غریب، اجنبیbarbarian (صفت)بیگانه، اجنبیforeign (صفت)خارج، خارجه، بیگانه، خارجی، اجنبی، ناجور، بیرونی، غریبه، نا مناسبstrange (صفت)غیر عادی، خل، بیگانه، خارجی، غریب، عجیب، عجب، اجنبی، نامعلوم، غریبه، ناشناس،...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اجنبی به نامحرم و بیگانه گفته می شود.اجنبی به معنای دوم مفهومی نسبی، و نسبت به موضوعات مختلف، متفاوت است. غیر خویشاوندان نسبی (ارحام) نسبت به انسان، غیر ولیّ اصلی (پدر و جدّ پدری) نسبت به مولّی علیه (کودک و دیوانه)، کافر نسبت به مسلمان، غیر شوهر نسبت به زوجه، غیر دو طرف عقد نسبت به عقد، غیر مالک یا کسی همچون ولیّ و وکیل- که به منزله مالک است- نسبت به مال، غیر شریک نسبت به مال مشترک و سر...

فرهنگ فارسی ساره

بیگانه


کلمات مرتبط

  • اجنبی پرست
  • اجنبی پرستی
  • فرمان اخراج اجنبی ها
  • نظریه اخراج اجنبی
  • یک اجنبی
  • اجنبیپرست
  • اجنبیه
  • انبیاء سوره
  • انبیق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات