اجمال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ جمل . شتران نر : بر پشت افیال و اجمال به سرندیب برد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
جَمَل#NAME?
۱. بهکوتاهی سخن گفتن؛ گفتن مطلبی بهاختصار.
۲. (اسم) خلاصه.
۳. [قدیمی] نیکی کردن در حق دیگران.
اختصار، ایجاز، تلخیص، خلاصه ≠ تفصیل
فشرده کردن، کوتاهی، کوتاه