اجلاف . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ جِلف . مردمان فرومایه و سفله . سبک ساران . سبک مایگان : چون شب دررسید اجلاف آن عرب بر او هجوم کردند و جان عزیز او بر باد دادند و خون شریف او در خاک ریختند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). از روی حمیت دین و غیرت اسلام . جایز نمی شمرد بر آن فضایح اغضاء نمودن و بر آن اجلاف و اغمار ابقا کرد...
فرهنگ عمید
۱. فرومایگان، مردم فرومایه. ۲. = جلف
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ جلف . ۱ - فرومایگان ، مردمان سفله . ۲ - هر چیز میان تهی .
فرهنگ فارسی
فرومایگان، مردم فرومایه، جمع جلف رندیدن گل از سر خم