اجر. [ اُ ج َ ] (ع اِ) ج ِ اُجرَت . (تاج العروس ).
اجر. [ اَ رِن ْ ] (ع اِ) اَجْری . ج ِ جَرو. سگ بچگان .
اجر. [ اَج ْ ج َ ] (اِخ )قلعه ای است در جوار قرطبه ٔ اندلس . (قاموس الاعلام ).
مزد؛ پاداش.
( اَ ) [ ع . ] 1 - (اِ.) مزد، اجرت . 2 - ثواب . 3 - (مص م .) مزد دادن .
۱پرچین ۲نام منطقه ای کوهستانی در دو هزار تنکابن
اجرت، پاداش، ثواب، جایزه، حقالزحمه، دستمزد، عطیه، کارمزد، مزد