اجتناب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) احتراز. پرهیز. پرهیز کردن. پرهیزیدن. دور شدن. ( منتهی الارب ). دوری جستن. تجنب. تجانب. دوری. کناره کردن. گریختن از : مانا جناب بستی با منعمان دهرزین روی باشد از همگان اجتناب تو.مسعودسعد.حامد او تقوی و زهد در دنیا و پرستاری اولی القُربی و مادح وی اجتناب از هوی و عصیان. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || با یک سوی شدن. ( تاج المصادر ). بیکسو شدن. ( زوزنی ). پهلوشدن. گوشه گرفتن. ( ...
فرهنگ عمید
دوری کردن، پرهیز کردن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) احتراز، خودداری کردن .
فرهنگ فارسی
سازوکاری دفاعی که در آن، فرد از آنچه یادآور موارد ناگوار باشد، دوری میکند
دوری کردن، دوری جستن، پرهیزکردن ( مصدر ) احتراز پرهیز پرهیز کردن دور شدن دوری جستن کناره کردن گریختن از .
[ویکی فقه] اجتناب: به معنای دوری گزیدن است.اجتناب از عناوین کلّی است که در همه ی فقه، کاربرد دارد و در این جا، به اجمال، به مباحث آن اشاره می شود.۱) نجاست: اجتناب از ناپاک ها مانند ادرار، مدفوع و خون و نیز آنچه بر اثر ملاقات با آن ها نجس شده، مانند آب نجس شده به خون ،واجب است؛ بدین معنا که نمی توان از آن ها در آنچه مشروط به طهارت است مانند خوردن ، آشامیدن و وضو گرفتن استفاده کرد. ۲) خبائث:اجتناب ا...
فرهنگ فارسی ساره
دوری، پرهیز، گریز، پرهیز کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{avoidance} [روان شناسی] سازوکاری دفاعی که در آن، فرد از آنچه یادآور موارد ناگوار باشد، دوری می کند