اثقال . [ اِ ] (ع مص ) گران کردن . (تاج المصادر). گران کردن بوزن . گرانبار کردن . (منتهی الارب ). || گران شدن . (تاج المصادر). || گرانبار شدن . || بار دادن بر کسی . (منتهی الارب ). || گران شدن آبستن . (زوزنی ): اثقلت المراءة؛ گران و ظاهر شد آبستنی او. (منتهی الارب ). سنگین شدن زن آبستن . || اثقال مرض کسی را؛ سست و گران ساختن بیماری او را. سنگین شدن مرض او. وهمچنین است اثقال نوم و لوم کسی را. (منته...
فرهنگ عمید
۱. [جمعِ ثِقْل] = ثِقْل ۲. [جمعِ ثَقَل] = ثَقَل
فرهنگ معین
( اِ) [ ع . ] 1 - (مص م .)گرانبار کردن . 2 - (مص ل .) گرانبار شدن .
( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ ثَقَل ، ثِقل . ۱ - بارهای گران ، گران بها، اسباب . ۲ - اشیاء نفیس ، چیزهای گرانبها. ۳ - رخت های مسافر. ( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . )گرانبار کردن . ۲ - (مص ل . ) گران...
فرهنگ فارسی
گرانبارکردن، سنگین کردن، بارها، بارهای گران، چیزهای گران وزن یاگران قیمت ۱- ( مصدر ) گران کردن گران کردن بوزن گرانبار کردن . ۲ - ( مصدر ) گران شدن گرانبار شدن گران شدن آبستن