( آتش پرست ) آتش پرست. [ ت َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه آتش را چون قبله ای نیایش کند : همه کسی صنما [ مر ] ترا پرستد و مااز آتش دل آتش پرست شاماریم.منطقی ( از فرهنگ اسدی ، خطی ).بیک هفته بر پیش یزدان بدندمپندار کآتش پرستان بدندکه آتش بدانگاه محراب بودپرستنده را دیده پرآب بود.فردوسی.( آنگاه که کیکاوس و کیخسرو برای دعا به آتشکده آذرگشنسب رفته بودند ) .بهر برزنی بر دبستان بدی همان جای آتش پرستان بدی.ف...
فرهنگ عمید
( آتش پرست ) ۱. پرستندۀ آتش، کسی که آتش را پرستش کند: به یک هفته بر پیش یزدان بدند / مپندار کآتش پرستان بدند (فردوسی: ۴/۳۱۲ ). ۲. زردشتی. &delta، به مناسبت آنکه آتش را گرامی و محترم می دارند.
فرهنگ معین
( آتش پرست ) ( ~. پَ رَ ) (اِمر. ) پرستندة آتش . کسی که آتش را پرستش کند. زرتشتیان را به دلیل آن که آتش را گرامی و محترم می دارند آتش پرست می گویند: آذرپرست و آذرکیش هم گفته شده .
فرهنگ فارسی
( آتش پرست ) ( اسم ) ۱- پرستند. آتش آنکه آتش پرستد . ۲ - زردشتی زرتشتی . آنکه آتش را چون قبله نیایش کند
گویش مازنی
( آتش پرست ) /aatesh parest/ نام تاریخی کوهی درکوسان بهشهر