ابگون . [ اَ ] (اِ مرکب ) صورتی از آبگون به معنی نشاسته و نشا.
( آبگون ) آبگون. ( ص مرکب ) برنگ آب. آبی. کبود. ازرق : ببارید و زهم بگسست و گردان گشت بر گردون [ ابر ]چو پیلان پراکنده میان آبگون صحرا.فرخی.الا تا که روشن ستاره ست هر شب بر این آبگون روی چرخ کیانی.فرخی.زآن می عناب گون در قدح آبگون ساقی مهتاب گون ترکی حورانژاد.منوچهری.یکی دائره ست آبگون چنبری فر...
فرهنگ عمید
( آبگون ) ۱. به رنگ آب، آبی. ۲. صاف و روشن مانند آب. ۳. آبدار، جوهردار. ۴. روشن، درخشان: سپهر آبگون. ۴. [مجاز] تیز: خنجر آبگون. ۵. (اسم ) قسمتی از کاریز که آب از آن می تراود. ۶. حوض، آبگیر. ۷. (اسم ) نشاسته.
فرهنگ معین
( آبگون ) ۱ - (ص مر. ) آبی ، کبود. ۲ - سبز. ۳ - آبدار، گوهردار. ۴ - (اِمر. ) گل آبگون ، نیلوفر. ۵ - نشاسته .
فرهنگ فارسی
( آبگون ) ۱ - ( صفت ) برنگ آب آبی کبود ازرق . ۲ - سبز اخضر . ۳ - آبدار گوهر دار درخشان ۴ - ( اسم ) گل آبگون نیلوفر . ۵ - نشاسته نشا. ۶- نوعی اسب . آبی کبودنشاسته و نشا
دانشنامه عمومی
آبگون (اندیمشک). آبگون، روستایی از توابع بخش الوار گرمسیری شهرستان اندیمشک در استان خوزستان ایران است.این روستا در دهستان قیلاب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۳۰ نفر (۸خانوار) بوده است.wiki: گوساله های حاصل از انجماد جنین های آزمایشگاهی هستند که در ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ در شرکت کشت و دامداری فکا وابسته به سازمان تأمین اجتماعی توسط پایگاه تحقیقاتی پژوهشکده رویان اصفهان مت...
فرهنگ اسم ها
اسم: آبگون (دختر) (فارسی) (تلفظ: ab-gun) (فارسی: آبگون) (انگلیسی: ab-gun) معنی: به رنگ آب، آبی، گل نیلوفر