معانی کلمه : ابگوشت خوری
لغت نامه دهخدا
( آبگوشت خوری ) آبگوشت خوری. [ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) کاسه خردتر از باطیه وبزرگتر از ماست خوری که عادةً در آن آبگوشت خورند.
فرهنگ فارسی
( آبگوشت خوری ) ( اسم ) کاس. کوچکتر از باطیه و بزرگتر از ماست خوری که معمولا در آن آبگوشت ریزند و خورند .
کاسه خرد تر از باطیه و بزرگتر از ماست خوری که عادتا در آن آبگوشت خورند
کاسه خرد تر از باطیه و بزرگتر از ماست خوری که عادتا در آن آبگوشت خورند
