ابوشکور. [ اَ ش َ ] (اِخ ) محمّدبن عبدالسیدبن شعیب . رجوع به محمد... شود.
ابوشکور. [ اَ ش َ ] ( اِخ ) بلخی. یکی از اجله شعرای باستانی ایران. در تذکره ها ازتاریخ حیات او جز نام و موطن و از شعر وی غیر از بیتی چند در تذاکر و متفرقاتی در کتب لغت که همگی بر کمال قدرت طبع و جودت و صفای قریحت او دلیل کند بر جای نیست. ابوشکور را داستانی منظوم به بحر متقارب بوده اس...
فرهنگ فارسی
یکی از اجله شعرای باستانی ایران بلخی از شاعران نیممه اول قرن چهارم است . از اشعار او ابیات پراکنده ای در دست است که بعضی از قصاید اوست و بعضی دیگر از منظومه ای بنام آفرین نامه که بدو نسبت دادهاند .