ابوریحان. [ اَ رَ ] ( اِخ ) بیرونی. محمدبن احمد خوارزمی بیرونی. از اجله مهندسین و بزرگان علوم ریاضی. او یکی از نوادر دُهاةِ اعصار و نمونه کامل ذکاء و فطنت و شدت عمل ایرانی است. مولد او در بیرون خوارزم بوده و چنانکه یاقوت در معجم الادبا آرد بیرون کلمه فارسی است به معنی خارج و برّ و گوید از بعض فضلا پرسیدم او گمان برد که چون توقف او در مولد خود خوارزم مدتی قلیل بوده و غربت او از موطن خویش دیر کشیده ...
فرهنگ فارسی
بیرونی از اجله مهندسین و بزرگان علوم ریاضی او از نوادر دهاه اعصار بود
فرهنگ اسم ها
اسم: ابوریحان (پسر) (عربی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: abu-reyhan) (فارسی: ابوریحان) (انگلیسی: abu-reyhan) معنی: نام ریاضیدان و فیلسوف ایرانی در قرن چهارم و پنجم، ابوریحان بیرونی