کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابود | کلماتور
معانی کلمه : ابود
تلفظ بین المللی :
/ˈaːbvad/
تلفظ :
['a:bvad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
کلمات مرتبط
ابود غفل
ابود قطیقا
ابود عمان
سجستانی ابوداود
ابودرج
کرج ابودلف
ابوداد
ابوداود
ابوداود ایادی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ابود.
[ اُ ] (ع اِ) ج ِ اَبَد.
ابود.[ اُ ] (ع مص ) برمیدن . رمیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار). وحشی شدن . (زوزنی ). وحشت گرفتن ، چنانکه بهیمه . || مقیم شدن بجای . (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). بجائی مقیم شدن . (زوزنی ). ایستادن . استادن . اقامت کردن . || گفتن شعری مشکل که معنی آن دانسته نمیشود. || جاودانه شدن ....
فرهنگ فارسی
رمیدن
دانشنامه عمومی
ابود (به لاتین: Aboudé) در ساحل عاج است که در agnéby واقع شده است.
فهرست شهرهای ساحل عاج
wiki:
ابود
کلمات مرتبط
ابود غفل
ابود قطیقا
ابود عمان
سجستانی ابوداود
ابودرج
کرج ابودلف
ابوداد
ابوداود
ابوداود ایادی
نظرات