کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابو-نجید | کلماتور
معانی کلمه : ابو نجید
تلفظ بین المللی :
/ˈaːbuː nˈadʒid/
تلفظ :
['a:bu: n'adZid]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ابو نجد
ابو نجده
ابو نجیب
ابو نجیح
او به توس نویدن
او من چپه نویدن
او منس نویدن
از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به حال، او را ندیدهام ( دو سال است که او را ندیده ام).
آب ندیده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ابونجید. [ اَ ن ُ ج َ ؟ ] ( اِخ ) عمران بن حصین. صحابی است.
ابونجید. [ اَ ن ُ ج َ ؟ ] ( اِخ ) عمران بن حصین بن عبید. از صحابه کبار است.
فرهنگ فارسی
از صحابه کبار است
کلمات مرتبط
ابو نجد
ابو نجده
ابو نجیب
ابو نجیح
او به توس نویدن
او من چپه نویدن
او منس نویدن
از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به حال، او را ندیدهام ( دو سال است که او را ندیده ام).
آب ندیده
نظرات