ابوقابوس. [ اَ ] ( معرب ، اِ ) مصحّف انخسا و انخوسا.( تذکره داود ضریر انطاکی ). رجوع به ابوقابس شود.ابوقابوس. [ اَ ] ( ع اِ مرکب ) آفتاب. ( مهذب الاسماء ).ابوقابوس. [ اَ ] ( اِخ ) مولی عبداﷲبن عمرو. محدث است و از او ابن عیینه روایت کند.ابوقابوس. [ اَ ] ( اِخ ) نعمان بن منذر... رجوع به نعمان... شود. و نابغه در شعر خویش از راه تعظیم ابوقبیس آورده است. و اصل آن بوقابوس است : فان یقدر علیک ابوقبیس تحط...