معانی کلمه : ابن مرزوق
لغت نامه دهخدا
ابن مرزوق . [ اِ ن ُ م َ ] (اِخ ) رجوع به ابوعبداﷲبن مرزوق شود.
ابن مرزوق . [ اِ ن ُ م َ] (اِخ ) ابوعمرو عثمان قرشی مصری صوفی . فقیه حنبلی .در موطن خود بتدریس و وعظ و افتا اشتغال می ورزید. وفات وی به سال 564 هَ .ق . و قبر او زیارتگاه است .
فرهنگ فارسی
فقیه حبلی
