کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابن-قاسم | کلماتور
معانی کلمه : ابن قاسم
تلفظ بین المللی :
/ˈebn q1ˈɑsem/
تلفظ :
['ebn q1'Asem]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ابن قاسم عتقی
ابن قاسم غزی
ابن قاسم ابوعبدالله شمس الدین محمد بن قاسم غزی
ابن ابی دینار ابوعبدالله محمد بن ابی القاسم رعینی قیروانی
ابن ابی دینار محمد بن ابی القاسم
ابن ام قاسم
ابن ام قاسم ابومحمد بدرالدین حسن بن قاسم مرادی مصری
ابن انباری ابوبکر محمد بن قاسم
ابن انباری محمد بن قاسم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ابن قاسم. [ اِ ن ُ س ِ ] ( اِخ ) یا ابن الخطیب قاسم محیی الدین محمد. صاحب کشف الظنون گوید او کتاب ربیعالابرار زمخشری را مختصر کرده و آنرا روض الابرار نام نهاده است. وفات او940 هَ.ق. بوده است.
فرهنگ فارسی
گویند که کتاب ربیع الابرارز مخشری را مختصر کرده
کلمات مرتبط
ابن قاسم عتقی
ابن قاسم غزی
ابن قاسم ابوعبدالله شمس الدین محمد بن قاسم غزی
ابن ابی دینار ابوعبدالله محمد بن ابی القاسم رعینی قیروانی
ابن ابی دینار محمد بن ابی القاسم
ابن ام قاسم
ابن ام قاسم ابومحمد بدرالدین حسن بن قاسم مرادی مصری
ابن انباری ابوبکر محمد بن قاسم
ابن انباری محمد بن قاسم
نظرات