کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابن-زنجی | کلماتور
معانی کلمه : ابن زنجی
تلفظ بین المللی :
/ˈebn zˈandʒi/
تلفظ :
['ebn z'andZi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ابن ابی الولید زندیق
ابن زنجله عبدالرحمن بن محمد
ابن زنجویه
ابن زنجویه ابوبکر احمد بن محمد اصفهانی
ابن زنجویه اصفهانی
ابن زنجویه حمید بن مخلد
ابن زنجویه عبدالرحمان بن محمد ابهری اصفهانی
الرد على الزندیق ابن المقنع
اب انبار درب زنجیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ابن زنجی.[ اِ ن ُ زَ ] ( اِخ ) محمدبن اسماعیل کاتب ، مکنی به ابوعبداﷲ. او صاحب خطی نیکو بود و از اوست : کتاب الکُتّاب و الصناعة و نیز مجموعه رسائلی. ( ابن الندیم ).
فرهنگ فارسی
او صاحب خطی نیکو بود و از اوست کتاب الکتاب و الصناعه و نیز مجموعه رسائلی
کلمات مرتبط
ابن ابی الولید زندیق
ابن زنجله عبدالرحمن بن محمد
ابن زنجویه
ابن زنجویه ابوبکر احمد بن محمد اصفهانی
ابن زنجویه اصفهانی
ابن زنجویه حمید بن مخلد
ابن زنجویه عبدالرحمان بن محمد ابهری اصفهانی
الرد على الزندیق ابن المقنع
اب انبار درب زنجیر
نظرات