کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابله-رو | کلماتور
معانی کلمه : ابله رو
تلفظ بین المللی :
/ˈablah rˈu/
تلفظ :
['ablah R'u]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آبله رو
ابله روی
آبله رویی
ابله رویی
نام برادر من روبرت است و او یک ابله است
آفله رو
افله رو
کف آبه رَوی
رومر اوله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آبله رو )
آبله رو. [ ب ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) مجدر : سلطان ملکشاه... آبله رو بود، چهره بزردی مایل. ( راحةالصدور راوندی ).
فرهنگ عمید
( آبله رو )
ویژگی کسی که اثر تاول های بیماری آبله در چهره اش باقی مانده باشد.
فرهنگ فارسی
( آبله رو )
( صفت ) کسی که در چهره اش مهر آبله بود آنکه اثر آبله بر چهره اش پیدا باشد مجدر
مجدر
کلمات مرتبط
آبله رو
ابله روی
آبله رویی
ابله رویی
نام برادر من روبرت است و او یک ابله است
آفله رو
افله رو
کف آبه رَوی
رومر اوله
نظرات