ابرام . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ بَرَم . کمزنان . آنان که از بخل قمار نکنند.
ابرام . [ اَ ] (اِخ ) (به معنی پدر عالی ) برحسب روایات یهود نام اوّلی حضرت ابراهیم بوده و سپس به ابراهام موسوم شد یعنی پدر جماعت بسیار.
پیله، لجاجت
اصرار، پافشاری، تاکید، مداومت ≠ نقض
استوارسازی، ایستادگی، پایداری، مقاومت
۱. اصرار، پافشاری، تاکید، مداومت
۲. پیله، لجاجت
۳. استوارسازی، ایستادگی، پایداری، مقاومت ≠ نقض
پافشاری، پافشاری کردن، استوار کردن