( آبدندان ) ۱. نوعی انار بی دانه.
۲. نوعی گلابی.
۳. نوعی حلوا و شیرینی نرم و لطیف: تشنه در آب او نظر می کرد / آبدندانی از جگر می خورد (نظامی۴: ۶۸۸ ).
۴. (صفت ) [مجاز] گول، ساده لوح: حاسدت با تو اگر نرد عداوت بازد / آبدندان تر از او کس نتوان یافت، بباز (انوری: ۲۵۷ ).