معانی کلمه : ابدال
لغت نامه دهخدا
ابدال . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ بِدل و بَدل . و نیز ابدال جمع بدیل آمده است چون بُدلاء.
- ابدال اسماء ؛ اسماء مبهمه . اسماء مضمره . خوالف .
فرهنگ عمید
۱. مردم شریف، صالح، و نیکوکار.
۲. مردان خدا.
۳. (تصوف) = اوتاد
۴. = بدیل
۱. قرار دادن چیزی به جای چیز دیگر؛ بدل کردن؛ عوض کردن.
۲. (زبانشناسی) عوض شدن حرفی با حرف دیگر به دلیل ساده شدن تلفظ.
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (ص . اِ.)جِ بدل یا بدیل . 1 - نیکان ، صالحان ، که جهان به برکت وجود ایشان برپاست . 2 - نجیبان ، شریفان .
( اِ ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - عوض و بدل کردن . 2 - قرار دادن حرفی به جای حرفی دیگر برای دفع ثقل و سنگینی . 3 - یکی از اقسام نه گانة وقف مستعمل چون تبدیل تاء به هاء در رحمت و رحمه .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
بدل کردن، عوض کردن، چیزی رابجای چیزدیگرگذاردن، بدل وعوض گرفتن یادادن، مردم شریف وصالح ونیکوکار، مردان خدا
( مصدر ) ۱ - بدل کردن تاخت زدن بجای چیزی گرفتن یا دادن یا گذاشتن . ۲ - قرار دادن حرفی بجای حرف دیگر برای دفع ثقل و سنگینی . ۳ - یکی از اقسام نه گان. وقف مستعمل چون تبدیل تائ به ها در رحمت و رحمه .
نام یک شاعر اصفهانی
( مصدر ) ۱ - بدل کردن تاخت زدن بجای چیزی گرفتن یا دادن یا گذاشتن . ۲ - قرار دادن حرفی بجای حرف دیگر برای دفع ثقل و سنگینی . ۳ - یکی از اقسام نه گان. وقف مستعمل چون تبدیل تائ به ها در رحمت و رحمه .
نام یک شاعر اصفهانی
دانشنامه عمومی
ابدال (زنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان زنجانرودبالا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳ نفر (۸خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان زنجانرودبالا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳ نفر (۸خانوار) بوده است.
wiki: ابدال
مترادف و متضاد
ابرار، اخیار، اوتاد، اولیاءالله، صلحا
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
جایگزینی، دگردیسی، غلندران
