معانی کلمه : ابخاز
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
یا ابخازیه بخشی است کوهستانی در مغرب قفقاز و جنوب رود کوبان در مشرق دریای سیاه که به دو قسمت ابخاز کوچک و بزرگ تقسیم میشود دارای معادن آهن سرب و مس می باشد . آب و هوای معتدل دارد و محل تربیت گوسفند است اکنون ابخاز یکی از جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی منضم جمهوری گرجستان است . ۳٠٠/٠٠٠ سکنه . پایتخت آن سوخومی . تنباکو و میوه دارد .
نام قومی
نام قومی
