اباره . [ اَ رَ ] (اِخ ) آواران . مردم آوار. قومی از اورال وآلتائی که مدت سه قرن در اروپا قتل و غارت کردند.
اباره. [ اَ رَ ] ( اِخ ) آواران. مردم آوار. قومی از اورال وآلتائی که مدت سه قرن در اروپا قتل و غارت کردند.اباره. [ اِ رَ ] ( ع مص ) رجوع به اِبارت شود....
فرهنگ معین
(اِ یا اَ رِ ) [ ع . ابارة ] ۱ - (مص م . ) مایه خرمابن نر را به خرمابن ماده رساند ن . ۲ - هلاک کردن . ۳ - (اِمص . ) اصلاح کشت و زرع .
دانشنامه آزاد فارسی
آباره. آبارِه (aqueduct)آبارِههر نوع کانال یا مجرای دست ساخت انسان برای انتقال آب . دراصل به تونل های آب بَر گفته می شد، اما بعداً برای نامیدن سازه های مرتفع سنگی ، چوبی یا آهنی ای به کار رفت که تکیه گاه کانال های قابل کشتی رانی در عرض درّه ها بودند. در ۶۹۱پ م، یکی از بزرگ ترین آباره ها، به طول ۸۰ کیلومتر ساخته شد که آب مورد نیاز نینوا، پایتخت امپراتوری باستانی آشور، را تأمین می کرد. بسیاری از آ...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - گشن دادن خرما بن و اصلاح آن مای. خرما بن نر را بخرما بن ماده رساندن . ۲ - هلاک کردن . ۳ - ( اسم ) اصلاح کشت و زرع .
دانشنامه عمومی
آباره. آباره آنچه آب را می رساند، به مجراهای گفته می شود که که جریان آب را در مسیر خاصی هدایت می کنند. آباره ها برای عبور آسان آب ساخته می شوند.تعداد دهانهٔ آبارهعرض هر دهانهٔ آبارهارتفاع آبارهدر علوم مهندسی نوین این اصطلاح برای هر سامانه لوله ای شکل، راه آب، نهرآب، کانال، قنات، تونل و دیگر سامانه های عمرانی استفاده می شود. همچنین اصطلاح آباره گاهی اوقات به پل های آبی اطلاق می شود. پل های آب گذر...
فرهنگستان زبان و ادب
آباره {aqueduct} [مهندسی محیط زیست و انرژی] مجرایی انسان ساخت و معمولاً مرتفع برای انتقال آب، عموماً در مسیرهای طولانی