کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اباد-کرد | کلماتور
معانی کلمه : اباد کرد
تلفظ بین المللی :
/ˈaːbˈɑd kˈard/
تلفظ :
['a:b'Ad k'aRd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آباد کرد
شاه اباد کرد
کرد اباد
کرد آباد
شاه آباد کرد
اسلام اباد کرد
حسین اباد کرد
قنات الکرد باغبان اباد
کرد جلیل اباد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آبادکرد )
آبادکرد. [ ک َ / ک ِ ] ( ن مف مرکب ) بناکرده. معموره. آبادکرده. ساخته :
این نهال نشانده را مشکن
مکن آبادکرد خویش خراب.
مسعودسعد.
فرهنگ عمید
( آباد کرد )
آبادکرده، ساخته، بناشده: این نهال نشانده را مشکن / مکن آبادکرد خویش خراب (مسعودسعد: ۵۹ ).
فرهنگ فارسی
( آباد کرد )
بنا کرده ساخته
کلمات مرتبط
آباد کرد
شاه اباد کرد
کرد اباد
کرد آباد
شاه آباد کرد
اسلام اباد کرد
حسین اباد کرد
قنات الکرد باغبان اباد
کرد جلیل اباد
نظرات