کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اب-کرده | کلماتور
معانی کلمه : اب کرده
تلفظ بین المللی :
/ˈaːb kˈardeː/
تلفظ :
['a:b k'aRde:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آب کرده
کره اب کرده
اب نمای فرشته سقوط کرده
کوچه ها را اب وجارو کرده ام
فرا اب کردن
کالا اب کردن
اب بندی کردن
اب تنی کردن
اب دهان پرتاب کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آب کرده )
آب کرده. [ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) محلول : قند آب کرده. || مذاب : قلعی آب کرده.
فرهنگ فارسی
( آب کرده )
( اسم ) ۱ - گداخته مذاب : قلعی آب کرده . ۲ - محلول : قند آب کرده .
محلول مذاب
کلمات مرتبط
آب کرده
کره اب کرده
اب نمای فرشته سقوط کرده
کوچه ها را اب وجارو کرده ام
فرا اب کردن
کالا اب کردن
اب بندی کردن
اب تنی کردن
اب دهان پرتاب کردن
نظرات