( آب خنک یا آب خنک خوردن ) معنی اصطلاح -> آب خنک / آب ِ خنک خوردن1- در گوشه ی دنجی آرام لمیدن 2- زندانی بودن؛ در زندان به سر بردنمثال: 1- همین که تقّی به توقّی خورد، همه شون رفتن اروپا و از اون موقع تا حالا دارن اونجا آب خنک می خورن. 2- پسرجون، دست از این کارها بردار، اگه گیر بیفتی، باید پنج شیش سال آب خنک بخوری. توضیح: تفسیر زیر درباره ی معنی دوم این اصط. گفته شده است: در زمان قدیم که یخچالی وج...