معانی کلمه : آگهی
لغت نامه دهخدا
آگهی . [ گ َ ] (اِخ ) تخلص شاعری از مردم یزد.
آگهی . [ گ َ ] (اِ) نوشته ای که خبر یا دستوری نوین دهد. || اعلامیه ای که بانک بمشتری فرستد. (فرهنگستان ).
فرهنگ عمید
۱. نوشتهای که بهوسیلۀ آن مطلبی را به اطلاع مردم برسانند؛ مطلبی که از طرف کسی یا بنگاهی بهوسیلۀ روزنامه یا رادیو یا تلویزیون انتشار داده شود و جنبۀ تبلیغ داشته باشد؛ اعلان.
۲. [قدیمی] آگاهی؛ اطلاع؛ خبر.
فرهنگ معین
(گَ) (حامص .) 1 - آگاهی ، اطلاع . 2 - علم ، معرفت . 3 - خبری که از جانب فردی یا مؤسسه ای در روزنامه ها و مجلات و رادیو و تلویزیون انتشار یابد و آن غالباً جنبة تبلیغاتی دارد.
مترادف و متضاد
استحضار، اطلاع
اطلاعیه، اعلامیه، اعلان، تبلیغ
۱. اطلاعیه، اعلامیه، اعلان، تبلیغ
۲. استحضار، اطلاع
