1 - (ص فا.) در ترکیب با برخی کلمات معنی آویزنده می دهد: دست آویز، دل آویز. 2 - ( اِ.) جنگ ، نبرد. 3 - جواهری که بر حلقة گوشواره بیاویزند. 4 - بلور و مانند آن که برای زینت به چلچراغ بیآویزند. 5 - منگوله ، شرابه . 6 - گیاهی زینتی با گل های قرمز.
قطعهای که اتاقک یا صندلی یا سایر افزارههای حمل مسافر را به بافۀ کِشنده/ کابل کِشنده متصل میکند
(تلفظ: āviz) هر چیز کوچک و گران قیمت از نوع فلزهای قیمتی ، و مانند آنها که به عنوان گردن بند ، گوشواره، دست بند و مانند آنها میآویزند ؛ (در گیاهی) گلی زینتی ، به شکل زنگوله و قرمز رنگ ؛ گل آویز؛ گل گوشواره ؛ (در گیاهی) گیاه این گل که از خانوادهی مورد است .
آونگ، گوشوار
آویخته، آویزان، معلق
آرزم، پیکار، جنگ، رزم، نبرد
۱. آونگ، گوشوار
۲. آویخته، آویزان، معلق
۳. آرزم، پیکار، جنگ، رزم، نبرد