معانی کلمه : آهنگر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کسی که پیشهاش ساختن آلات و ادوات آهنی است؛ پیشهوری که آهن را در کوره سرخ میکند و از آن آلات و ادوات آهنی میسازد؛ نهامی؛ نهامین.
فرهنگ معین
( ~. گَ) [ په . ] ( اِ. ص .) کسی که پیشه اش ساختن آلات و ادوات آهنی است ، حداد.
گویش مازنی
از طوایف و تیره های ساکن در کتول
گویش اصفهانی
تکیه ای: âhengar
طاری: âhungar
طامه ای: âhangar
طرقی: âhangar
کشه ای: âhangar
نطنزی: âhanger
مترادف و متضاد
چلنگر، حداد
